بهشتجویان(ویژه نامه ورودی های96)

به نام خدا
(بچه ها دانشگاه،
دانشگاه بچه ها)

 

مقدمه و اندکی تشویش اذهان عمومی

قبل از اینکه بخوام صفحه ای جوهر اندود کنم و شمارو خسته (البته اگه منت بر سر ما بذارید و مطلب رو تا انتها بخونید)، ورودتون به  دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی رو خیر مقدم میگم. می­دونم یه سریاتون  بنا بر ذهنیتی ناصحیح  متاسفانه  فکر می­کنید که علوم پزشکی دانشگاه تهران خیلی شاخ تر از دانشگاه ماست ! و وقتی هم که جواب کنکور اومد و دیدید به جای تهران بهشتی قبول شدید از خود بی خود گشته، جامه ها دریدید، نعره ها برآوردید، سرها به دیوار کوفتید و بسیار گریستید، اما بدونید که سخت در اشتباه بودید، حالا نمی­خوام زیاد تو این متن از امکانات لایتناهی، اردو ها و جشن های متعددی که دانشگاه و مسئولین برامون تدارک می­بینن حرفی بزنم و ریاکاری کنم و با دانشگاه  دیگه ای مقایسه کنم، ولی کم کم که بگذره خودتون شگفتانه میشید و می­بینید چقدر خوب شد که اینجا قبول شدید و چقدر خوب و باحاله دانشگاهمون، انقدر باحال! که تازگیا طی جلساتی با محوریت مطالبه گری دانشجویان مطالبه گر، درخواست شده به جای شعار معروف تیم علوم پزشکی فقط شهید بهشتی، من بعد بگیم: ما خیلییی باحالیم ،خیلییییییییییییی (با لحن رامبد بخونید لطفاJ).

 

 

کجای تهران، دقیقا کجا؟
از نکاتی که همین ترم اول باید حتما بهش توجه کنید، پیدا کردن پتانسیل های منطقه­ی محل دانشکده­تون و نقاط استراتژیک اطرافش هست و مطمئن باشید دیر یا زود به کارتون میادJ. همون طور که مطلع هستید وصف الحال دانشگاه علوم پزشکی ما وصف  یه نارنجک ترکیدست که هر ترکشش به جایی پرت شده و دانشکده های دانشگاه ما هم مثل همون ترکش ها هستند و هرکدوم یه طرفی از شهر احداث شدند. یکی غرب!،یکی شرق!، یکی مرکز!یکی نوک تپه! یکی نوک قله و ... بنابراین میشه طیف های گوناگونی از دانشجویان شهید بهشتی دید که با گذشت زمان کم کم خودشون رو با منطقه ی دانشکده ای که توش تحصیل میکنن تطبیق داده اند. برای مثال:

دانشجوهای دانشکده تغذیه که دانشکده شون دو قدمی پاساژ اریکه ایرانیانه، سعی میکنن هر صبح تا لاکچری ترین حد ممکن و مقدور تغییرات حاصل کنن و سپس از خوابگاه و یا خونه راهی شهرک غرب بشن!

دانشجوهای دانشکده ی پیراپزشکی که با توجه به مجاورت دانشکده­شون با دربند از بردن پوتین و باتوم کوهنوردی غافل نمیشن! و مواقعی که کلاس تشکیل نمیشه عبور و مرور دسته ایه این عزیزان رو در پله های دربند به خوبی میشه مشاهده کرد. دیده شده دسته ای دیگر از این عزیزان که به فضایی به مراتب رمانتیک تر نیاز دارند، پنج هزار تومن نا قابل (برای دو نفر) میپردازند و مجموعه­ی سعد آباد رو برای گذروندن زمان، مخصوصا تو روزایی که بارون هم نم نم میاد انتخاب میکنندJ .

دانشجو های دانشکده پرستاری و داروسازی هم که پاشون رو از دانشکده بیرون بذارن عملا وارد پارک ملت میشن و پارک ملت هم که میعادگاه دل های خسته ست! ... چرا میگم میعادگاه دل های خسته و حرفی از دل های عاشق نزدم؟ چون دلیل دارهJ و دلیلش اینه که دل های عاشق تو همون دانشکده میمونن! چون تو تایم فراغت از کلاس درس کل دانشجو ها از دانشکده به پارک ملت نقل مکان میکنن! و بنابر این آرامش بخش ترین محل برای زوج های عاشق، همون دانشکده ست J (البته زیر نظارت مسئولین)
از امکانات دیگه ی موجود در اطراف این دانشکده میتونم به سینما پردیس ملت اشاره کنم و فقط به همین اشاره بسنده میکنم و چه لزومی داره آدم همه چیز رو دو خط توضیح بده، همین که اشاره هم کردم زیادی گفتم J .

دانشجوهای پزشکی و دندون هم به خاطر قرار داشتن دانشکده هاشون درمنطقه ی لاکچری ولنجک، مجبورن راه دانشجو های دانشکده تغذیه رو درپیش بگیرن (رجوع شود به مثال اول) و هم به خاطر مجاورت با بام تهران و توچال برای تفریحی ناقابل در زمان فراغت از کلاس درس، مجبورن مثل دانشجو های دانشکده ی پیراپزشکی امکانات کوهنوردی و پیاده روی برای خودشون فراهم کنن. این عزیزان از لحاظ امکانات منطقه نسبت به سه مورد قبلی مظلوم تر واقع شدند، چون نه پاساژی نزدیکشونه، نه مجموعه ی سعد آباد و نه پارک و سینما ملت، بنابر این چاره ای ندارن جز اینکه عرق ریزان و کاملا رمانتیک راه سربالایی رو در پیش بگیرن و برن همون توچال که گفتمJ... البته طبق نظرسنجی دسته ای دیگر از این دوستان هستند که کتابخونه ی خود دانشکده رو برای تفریح انتخاب میکنن و کلا علاقه ندارند از محیط علمی خارج بشند و به نوعی خارج شدن از دانشکده شون رو خیانت به بیمار های آیندشون تلقی میکنن.

آماااا از همه مظلوم تر و غریب تر بچه های دانشکده ی توانبخشی هستن، والا من هرچی google mapرو کوچیک و بزرگ کردم امکانات خاصی که اطراف دانشکده شون باشه ندیدم، فقط یه استخر نزدیکشون هست که نمیدونم تا چه حد ازش استفاده میکنن ولی پیشنهاد میکنم اگه حوصله شون سر رفت، برن دم اتوبان امام علی ماشینایی که رد میشن رو بشمرن تا براشون تنوع بشهJ .

 

#همـــــــــه_چی_آرومــــه!

خوابگاه چیست؟!

شامل تعدادی ساختمانِ باقی مانده از سال هزار و سیصد و کالسکه میباشد، البته اگر از حق نگذریم چند تا از بلوک ها در دست بازسازی قرار گرفته که پیشنهاد میکنم اگر با مقوله ی شانس بیگانه اید، روشون حساب نکنید:/

اولین درسی که توی خوابگاه پاس می­کنید، همزیستیِ مسالمت آمیز با جانواران هست.

درجهتِ این پاسَندگی، باید رابطه ی خوبی با سوسک، مارمولک، ایضا گربه داشته باشید تا اذنِ دخول پیدا بکنید. گفتن نداره ولی موردِ روباه هم داشتیم، خرس نیز هم!!!

اطلاعیه ی بعدی، برمیگرده به مقوله ی کتابخونه.

لازمه ی استفاده از اون، این هستش که درس اول خوابگاه رو پاس کرده باشید. حالا این خیلی مهم نیست.

مسئله ی بعدی که درمورد کتابخونه خیلی مهم نیست اینه که ابعاد کتابخونه محدود بوده و تعداد صندلی های اون کم؛ ولی غصه نداره که، میتونید قبل از استفاده از امکانات کتابخونه برای جلوگیری از خون و خونریزیهای آینده و با تکیه بر ضرب المثل: صلحِ اول به از جنگِ آخره؛ یه دست صندلی بازی بزنید دور هم.

با این قانون که هرکس موقع قطع شدن آهنگ، صندلی بهش نرسید، ناچارا باید کتابخونه رو ترک بکنه یا روی موکتِ گرم و نرمِ کف سالن مطالعه سکنا بگزینه.

البته همه ی این جانگولک بازی ها، برای رشته های غیر از پزشکیه هاا... دوستانِ گل پزشکی مون کتابخونه دارن به چه عظمتی.

مورد بعدی ای که لازمه باهاش آشنایی پیدا بکنید اینه که مراقب خودتون، خوبی هاتون و وسایلتون باشید.

گفته ها و آمار حاکی از این هستش که ارواحِ خبیثه ی خوابگاه هم نیاز به وسایلِ زندگی دارند خب، اینه که ممکنه ظرف و ظروفتون تو آشپزخونه مفقود بشه یا مثلا لباساتون از رخت آویز برنگرده به آغوشتون. روی وفا و بقای دمپایی جماعت هم خیلی حساب نکنید.

مسئله ی بعدی هم برمیگرده به دورهمی های نیمه شبانه!!

اگر که اهل شلوغ کاری و این صحبت ها هستید که هیچ...

اگر هم که اهلش نباشید خب دو دسته میشید: یا اونقدر سر و زبون دارید که میرید شیک و مجلسی در میزنید و رو به مهمانی برگزارکنندگان میگید:خفه پلیز! (که حالا ممکنه یک درصد برای عرایض تون تره خورد بشه)

ولی اگر کم رو باشید پیشنهادم اینه که قبل از ورود به خوابگاه، چند بسته ایرپلاگ با خودتون ببرید بلکم خوابتون ببره.

البته اینجا باز هم تبصره داریم! اگر از رشته های محترم پزشکی و دارو و... در بلوک و واحدتون باشه باید بهتون تسلیت/تبریک بگم. میتونید مطمئن باشید صدا از کسی درنمیاد. این عزیزان درس دارند خب! دلیل نمیشه شماها که درس ندارید، سر و صدا راه بندازید(حالا مردش هستین سروصدا راه بندازین ببینید در دم ساکتتون میکنن یا نه!)

البته درکنار همه ی این مطالبی که گفته شد، نباید منکر ویژگیهای خوب خوابگاه هم شد.

یکی از هزار ویژگیِ خوبش استقلال هستش...

میتونید شخصیتی مستقل و خود ساخته پیدا بکنید که قطعا درآینده به دردتون خواهد خورد.

دیگریش پیدا کردن دوستانی هستش که تو غم و شادی، غربت و دل گرفتگی، خوشحالی ها و تولد ها، عیدها و عزاها، شبهای امتحان و جزوه ها و‌... میتونید روشون حساب کنید.

از دیگر مزیت های خوابگاه میشه به...صبرکنید الان میگم...مثلا... حالا فعلا چیزی درخاطرم نیست!! هرموقع یادم اومد حتما میگم خدمتتون:))

 

جان کلام

خلاصه اینکه اولش اکثر کنکوریا فکر میکنند که دانشجوهای علوم پزشکی شهید بهشتی تو ولنجک تحصیل میکنند ولی وقتی قبول میشن به عمق فاجعه و پراکندگی دانشکده ها پی میبرند!

به دور از شوخی این پراکندگی دانشکده های دانشگاه آسیب ها و هزینه های خودش رو به دنبال داره و قطعا اگر دانشکده ها تجمیع بودند دانشگاه ،اعضای هیئت علمی و دانشجویان بی شک از جنبه های مختلف علمی ،پژوهشی وفعالیت های تشکیلاتی به نتایج با کیفیت تر و مطلوب تری دست پیدا میکردند.

 

فرهنگ لغات دانشجویی

 

استاد: گونه ها: ۱) مهربان: که خود به چند دسته اصلی تقسیم می­شود----> الف) در طول ترم لطیف ترین، با احساس ترین، راه بیا ترین استاد .... بهتون قول میدم پایان ترم کوچکترین ارقام ریاضی در کادر نمره درس این استاد وجود خواهد داشت.

ب) سختگیر واقعی: آقا از اول تا آخرش راست و حسینی سخت گیرند؛ یعنی یک جوری که وقتی وارد ترم دو میشی مثل سنگ رودخانه در اثر برخورد به موانع درس این بزرگواران صیقل پیدا کردید.

 

ج ) سخت گیر الکی: یک غیبت برابر با حذف بعد از ۳ ماه حضور مستمر سر کلاسشون، یعنی یک جوری ۲+۲ رو تفکیک می­کنن که به اصل دو بودنم شک می­کنی( این دسته به جای صیقل، ناهمواری ها رو زیاد می­کنن).

 د) بی خیال: یکی از دیدنی ترین کلاس ها رو می­تونید با این اساتید تجربه کنید .... شما تا اخرین جلسه، همه ی ساعات تدریس رو تجربه و افتخار حضور در تمامی کلاس های ساختمان دانشکده رو دارید (بستگی داره استاد اول هفته با حالت عقربه و شکل نوشتاری کدوم روز حال کنه).

 

د) اورجینال: این گونه ی در حال انقراض، دارای رفتاری عجیب و متفاوت با گونه های دیگر است. او در اولین جلسه برنامه ی کامل کلاس را ارائه داده و از جلسه ی دوم اسامی تمام دانشجویان را به یاد دارد. تدریس خود را براساس جدیدترین متون علمی پایه گذاری کرده به دنبال کسب دانش زندگی همراه با دانش اکادمیک است و در نهایت، دانشجویان بهترین نمرات خود را در ستون مقابل نام درس این اساتید می­بینند.

 

حراست: فرد یا افرادی که در ورودی دانشگاه با دقت بسیار تمام، دانشجویان را  موشکافانه نظاره می­کنند و حقیقتش من نفهمیدم دقیقا کارشون چیه؟!

 

امتحان: روشی برای سنجیدن اطلاعات دانشجویان که حاصل شرکت در کلاس های درسی طی سه ماه تا یک سال، در سراسر دنیا به جز ایران .... در ایران امتحان برابره با تلاش دانشجویان برای دریافت بالاترین رقم ممکن با استفاده از هر روشی و فراموش کردن تمام اطلاعات بعد از اتمام امتحان.

کلاس: بخشی از دانشکده که صندلی های  سخت اون در ساعت اولیه ی روز، جزء بهترین، نرم ترین و استانداردترین تخت های دنیاست .

 

سلف: بخشی از ساختمان دانشکده که در ساعاتی از روز پذیرای دانشجویان عزیز برای صرف عجیب ترین و مغذی ترین غذاهای سنتی است، توصیه میشود دوستانی ک تمایل به تحقیقات در زمینه ی میکروب شناسی دارند برای نمونه گیری به بخش قاشق و چنگال سلف مراجعه فرمایند.

 

نویسندگان:

خانم میترا ترکاشوند

آقای آرمین خاکپور

خانم زهره عزیزی

 

**منتظر قسمت های بعدی این ویژه نامه باشید:)

کد اخبار