سازش هم هزینه دارد

سازش هم هزینه دارد

یکی از مهم ترین مسائلی که همواره مورد بحث در کشور از کف خیابان تا محافل علمی وتخصصی بوده نوع رابطه با غرب و مصداقی تر بخواهیم بگوییم آمریکا است . تفکرات و نظرهای گوناگونی در موافقت ویا مخالفت با سیاست ها و مشی نظام جمهوری اسلامی ایران در حوزه روابط بین الملل در طول این ۴ دهه وجود داشته ، اما در چند سال اخیروالالخصوص به خاطر حاکم شدن وضعیت بد اقتصادی در کشور به عمده علت واهی یا واقعی تحریم های غرب بیش از پیش این بحث رونق گرفته است. و موافقان ارتباط دوستانه با آمریکا که همفکران پا به کاری در بدنه تاثیرگذار حکومتی نیز پیدا کرده اند مصمم ترشده و با نقد سیاست های کلی حاکم بر روابط بین الملل کشورحرف ها ، نقد ها و پیشنهادات جدیدتری را مطرح می کنند.

دوراهی که امروز ملت ایران دوباره مقابل آن قرارگرفته و یا قرارش داده اند وگروهی با نادیده گرفتن جواب ملت در انقلاب ۵۷ سعی در بازگشت به عقب ویافتن جوابی باب میل خود در این دوراهی می باشندانتخاب بین سازش و یا عدم سازش با امریکا است. که گاها با واژه سازی های متدبرانه از آن به تعامل یا جنگ یاد شده ! ومنطق انقلاب اسلامی و نظام را منطقی جنگ طلبانه مطرح می کند.

مهم ترین نکته ای که درتصمیم گیری در مورد موضوعات مختلف بایدرعایت شود توجه به  تجربه هاست ! و در واقع تجربه ها بهترین کمک ومشورت برای یک تصمیم گیری عاقلانه می باشند.در سیاست نیز اینگونه است با اینکه بسیاری علم سیاست را پیچیده و خارج از اصول وتعاریف میدانند ولی همواره و همه به نقش تجربه ها ولزوم توجه به آنها برای موفقیت در این عرصه اذعان دارند.

در مورد نوع ارتباط با آمریکا هم قابل اعتمادترین ودردسترس ترین منابع ما برای تعیین راهبرد و مشی تجربیات گذشته است .

تجربیاتی که یا خود در ارتباط با این کشور کسب کرده ایم ویا از نوع برخورد این کشور با سایرملت ها دیده ایم.

کشورایران چه قبل از انقلاب و چه بعد ازآن درمواردی سازش با آمریکا را تجربه کرده است وشایدهمین تجربه هاست که مسولان کشور را ازتجربه کردن سازشی دیگر می هراساند ودودل میکند.

برنامه جامع اقدام مشترک یا همان برجام شاید به دلیل تازگی و ازیاد نرفتنش قابل لمس ترین تجربه از بدعهدی و بدقولی طرف آمریکایی باشد.

کشور که درشرایط سختی از لحاظ اقتصادی به سر می برد چاره را درست یا غلط درمذاکره با آمریکا دید وملتی چشم امیدشان شد مذاکرات و دولتی که تمام سعی وتوانش را برای حل مشکلات به تحریم ها وخارج از کشور گره زده بود با نرمش ها و ملایمت های نظام هرچه خواست برای تحقق این توافق از داخل دراختیارش قرار گرفت و سرانجام برجامی حاصل شد ، بماند که خوب بود یا بد به قول دیپلمات هایمان برد برد است باید سهمی هم برای برد طرف مقابل کنار می گذاشتیم، ولی باز طرف آمریکایی به رسم وسنت قدیمی اش عمل کرد ، آری بدعهدی!

بد عهدی وبد قولی آن هم درشرایطی که ایران تماما و حتی به ادعای خود غربی ها فراتر از برجام به تعهدات اش عمل می کرد. وحال ایران مانده و راکتورهای آب سنگینی که بتن ها سنگینی شان را دوچندان کرده و سانتریفیوژهایی که صدای چرخششان دیگر شنیده نمی شود و توافق نامه ای که یک طرفه اجرا میشود و امریکایی که تن به اجرای آن نمی دهد.

قبل تر هم برگردیم با داستان های تکراری زیادی روبرو میشویم از توفق نامه الجزایر گرفته که امریکایی ها تعهد کرده بودند در امور داخلی مان دخالت نکنند و تمامی تحریم هایمان را لغو کنند و… تا ماجرای دخالت ایران در آزاد سازی گروگان های آمریکایی در لیبی که به جای تشکر و عمل به قول هایی که داده بودند ما را تروریست معرفی و برخصومت شان افزودند.

قبل از انقلاب هم نمونه ها فراوان است: کوتای نام آشنای ۲۸ مرداد به خوبی روایت می کند این خصلت بدعهدی و دورویی آمریکایی  را .

مصدق که به امریکایی ها در ملی کردن صنعت نفت و بریدن دست انگلیسی ها از نفت ایران اعتماد کرده و رویش حساب باز کرده بود که البته بی تاثیر نبود نقش هایی که امریکایی ها در مقام دفاع از حقوق ملت ایران برداشته بودند ، ناگهان با تفاهم پشت پرده امریکایی انگلیسی برسر منابع ایران پشتش را خالی می بیند. امریکا پشتش را خالی میکند که هیچ به کمک ارتش شاهنشاهی برایش کودتایی مهیا می کند ، کوتایی برای سرنگونی دولتی که به او اعتماد کرده بود.

بی اعتمادی به امریکا به ایران هم مربوط نمی شود به قبل و بعد از انقلاب هم همین طور عمل به خواسته های امریکابرای هر کشور وملتی همیشه گران تمام میشود. این را تجربه میگوید.

تجربه داستان مرسی در مصر را حکایت میکند که اگر در بله قربان گویی امریکا هزینه هایی چون قبول کمپ دیوید وخوش خدمتی به اسرائیل را هم بکنی باز هم به طمع امریکایی اعتمادی نیست ،اگر لحظه ای در تامین خواسته هایش درنگ بکنی رفتنی هستی وفرقی نمی کند به چه هزینه ای وشکلی حتی به صورت کودتا آن هم پس از انقلابی مردمی!

روایت این روزهای برخی قبایل حاشیه خلیج فارس هم شنیدنی و عبرت اموز است کار فراترازباج دادن به کدخدا و خودشیرینی های همیشگی شان کشیده و برای روی قدرت ماندن حکومت ظالم و کودک کششان و چپاول ملت به قیمت از دست دادن بیش از نیمی از ذخایر ارزی شان به چپاولگری امریکایی چشم پوشیده اند.

اگر قذافی هم باشی و برای نگرانی های امریکا  کل صنعت هسته ای ات را تعطیل کنی ، راکتورها را بتن بگیری و سانتریفیوژها را کادو پیچ، کشورت را حیات خلوت بازرسان به ظاهر آزانس بکنی و موشک هایت را تیر وکمان،  باز هم نگرانی اش برطرف نمی شود: شاید نشان دادن حال واحوال این روزهای لیبی از رسانه های داخلی برای ملت خالی از لطف نباشد..

وضعیت این روزهای مصر،لیبی،عربستان،یمن،سودان، و…تنها نمونه هایی ازهزینه های سازش با امریکا هستند و تقریبا تمام کشورهای دنیا به نوعی با این هزینه ها اشنایی دارند از ژاپن گرفته تا ترکیه ولی سوال اینجاست آیا سازش به هر هزینه ای قابل قبول است؟

 حاتمی عضو ادوار شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی شهید بهشتی

 

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.
 

کد اخبار